تبليغاتX
چلچله
شعر
کبودی از توام امشب که ماه می رقصد

بر آتشم نگذاری که راه می رقصد

ستاره -کودکیم را به قصه بر گردان

دوباره حرمله در قتلگاه می رقصد

بدون آنکه از این شعله گم شده باشیم

برای یا حقمان خانقاه میرقصد

شروع کن به شکفتن -که قاصدک دارد

در این غبار تهی اشتباه می رقصد

صلیب وآبله میخواستی -مگر امشب

کدام کولی بی سر پناه میرقصد

چگونه باورمان می شود که گرگ شدیم

وآنکه گم شده نزدیک چاه می رقصد

زنان کهنه به طاووس دیرشان گفتند

کسی که آینه دارد سیاه می رقصد

پریم از غزل سوختن بهانه مگیر

تو عاشقانه بخوان پادشاه می رقصد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 22:1  توسط مسعود  |