تبليغاتX
چلچله -
شعر
نمي دانم چقدر تكراري همين دو شعر اين روز ها هواي دلم شده اند شايد مي خواستم بگويم

جاي آن است كه خون موج زند در دل لعل      زين تغا بن كه خزف مي شكند بازارش

در گذشته هم شايد بتولن بيشتر از اين زيست

دست بر داريد از نيرنگتان         اي گلوي زخميم در چنگتان

خون به رقص آريد در پيراهنم     نا برادر ها نيايد ننگتان

ديگر اگر پشت خدا خم شود     

خاك محال است كه آدم شود

در كفنم قسمتي از صبح بود

صاعقه نگذاشت كه شبنم شود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 11:58  توسط مسعود  |